بنام خداوند بخشنده مهربان

بنام خدایی که وجود ما را حیات بخشید

در این مطلب به لطف خدا سعی داریم که چرا اینقدر تاکید شده است اثار استاد متفکر شهید مطهری را مطالعه شود .در مقدمه سعی کرده ایم ند مورد از سخنرانی هاوحرف های امام خمینی و مقام معظم رهبری را در مورد خود شخصیت و اثار شهید مطهری بیاوریم .

امام خمینی (ره)

1. اوبا قلمی روان وفکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی بازبان مردم بی قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت .

2. من به دانشجویان و طبقه روشنفکران متعهد توصیه میکنم  که کتاب های این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود .

3. آثاری که از او هست بی استثنا همه ی اثارش خوب است من کس دیگر را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بی استثنا اثارش خوب است  انسان ساز است .

مقام معظم رهبری

1. درمورد حراست از مرز های ایدئولوزیک وحفظ شعار نه غربی و نه شرقی بخصوص التقاط زدایی از اندیشه اسلامی اقای مطهری یک فرد بی نظیر بود

2. در اسلام شناسی و فنون مختلف اسلام و قران  بی نظیر بود

3. جامعه ما و نسل جوان و جامعه فرهنگی و علمی ما به دانستن مطالبی که ان بزرگوار از جریان قلمش فیضان کرد ودر اختیار امت اسلامی گذاشت محتاج اند .

4. خطی که میتواند انقلاب را از نظر فکری حفظ کند همان خط مطهری است .

5. راه گسترش و پیشرفت و شکوفایی فرهنگی جامعه بر مبنای اثار شهید مطهری است .

6. من در یک جایی به اقای مطهری فرمودم من شاگردشما هستم .ایشان با تعجب فرمودند شما که پیش من درس نخوانده اید انصافا هم درست میگفتند من پیش ایشان درس نخوانده بودم ولی یکی از عناصری که پایه ی اصلی فکر اسلامی من را پایه گذاری کرده است سخنرانی های 20سال پیش اقای مطهری است .

هدف ما از اوردن این حرف ها این بود که بدانیم چقدرمعماران انقلاب چقدر براثار استاد مطهری تاکید میکنند.به راستی اثار  استاد مطهری دارای چه ویزگی هایی است که همه رو ان اثار تاکید دارند ویزگی اثار استاد مطهری عبارت اند از :

1. مجموعه اثار استاد خالق یک  نظام فکری منسجم وارائه دهنده چارچوب مشخصی از اندیشه اسلامی است .در توضیح این مطلب میتوان گفت که کسی اگر یک دوره اثار شهید مطهری را بخواند دارای نظم فکری و تقریبا به سطح خوبی از معارف اسلامی و اسلام شناسی دست می یابد .نظم فکری یعنی انسان بداند که چرا این عمل را انجام میدهد یعنی در رفتار خود با توجه به ان مبانی اندیشه های اسلامی منطق حکمفرماست .کسی که نظم فکری دارد میداند چرا نماز میخوند؟چرا روابط دختر و پسر در اسلام در حد غر شرع حرام است ؟بهشت و جهنم یعنی چه؟عدالت خداوندی یعنی چه؟بر چه اصولی اسلام کاملترین دین است ؟وهزاران سوالات و شبهات دیگه که در ذهن انسان وجود دارد وباید به انها پاسخ داده شود واگر پاسخ داده شود نتیجه ان خواهد شد که این فرد دیگر در خود احساس تنش و اضطراب در زندگی نمی کند چون به سوالات اساسی که مبنای نظام فکری انسان را در غالب فلسفه به ان جهان بینی گفته میشود پاسخ داده است واگر پاسخ داده نشود انسان در زندگی دچار تشویش و اضطراب خواهد شد .غالبا ما مطالبی که در کتاب ها سخنرانی ها گفته میشود دانش است یعنی یک سری داده هایی به ما میدهند و ماهم انها را ذر ذهن خود انباشته میکنیم بدون انکه به زندگی وهدف ما جهت بدهد مثلا کسی رفته است در سخنرانی یا منبری نشسته است ووقتی از جلسه بیرون میاید میپرسی سخنرانی چطور بود ؟شنونده میگوید خیلی عالی بود وبعد میپرسی میتوانی توضیح  حرف هایی که متوجه شدی را بگویی ؟در جواب میگوید نمیدانم که چی گفت ولی خوب حرف زد .مشخص میشود که ان سخنرانی نتوانسته است در ذهن مخاطب ما کنکاش ایجاد کند وبتواند یک نظام فکری جهت دار به اوبدهد .البته البته نه تمام سخنرانی ها و منبری های ما چون بعضی از سخنرانی ها واقعا انسان ساز هستند .یکی از این سخنرانی ها سخنرانی های استاد متفکر شهید مطهری است که بصورت کتاب اثارشان چاب شده است .شهید مطهری واقعا یک اسلام شناس عالی بود چون اثار ایشان از نظر نظم فکری عالی برخوردار است .ریشه مباحث اثار ایشان توحید است یعنی توحید است که مانند اب ریشه ی همه ی اندیشه های دیگر را سیراب می کند وبه همه اندام ها غذا میرساند .ایشان اعتقاد دارند که اسلام سراسرش توحید است ومانند روح بر پادارنده همه ی اندام هابرای زندگی و قوه ی محرک یک مکتب  می باشد.ایشان فقه .اخلاق.تربیت .عقائد .دستورالعملها ارا سراسر یکپارچه توحید می داند .شهید مطهری بعداز توحید ام المسائل وام المعارف را انسان شناسی وفطرت می داند که مانند بدنه وتنه یک درخت معرفت است .پس اگر درخت انسانیت بارور شود ومیوه دهد باید ریشه توحیدی وایمانی داشته باشد .پس در نظام فکری اسلامی اسلام در ذات خود یک کل تجزیه ناپذیر است وبه تبع اصل توحید است که وجود انسان موجودیت پیدا میکند پس نتیجه ای که میشود از این حرف گرفت که اصل واساس همه خلقت و جهان افرینش .اخر و اول وظاهر و باطن فقط خداسشت و مباحثی همچچون ازادی.حقوق زن ومرد.وحی.نبوت.امامت.هجرت و جهاد.مهدویت.ایرانیت و اسلامیت میوه این درخت توحیدی و حقیقت است نه خود ریشه باشد بلکه اگر انسان توحید ی شود این مفاهیم هم در جای خود حل خواهد شد .   

2. اثار شهید مطهری در عین اینکه دارای مبانی عمیق فلسفی وفکری است مطالب را بازبانی ساده .روان وقابل استفاده برای همگلن بیام داشته است .اگر شما اپار ایشان را بخوانید متوجه میشوید که برای همه صحبت کرده اند چه ان دانشجو در جلسه ایشان نشسته است حرف هایش را متوجه میشود و چه ان بازاری .این خود یک نبوغ علمی شخصیتی میتواند باشد چه بسیار کسانی که معلومات بالا دارند اما نمیتوانند به راحتی در دل مخاطب جای دهند مطالب را .

3. به روز بودن کار امدی کاربردی بودن .خود استاد میفرمایند من به اقتضائات زمان توجه میکنم باتوجه به انکه در اسلام اصول ثابتی در اسلام وجود دارد واصول متغیر .این اصول متغیر را بر اساس اصول ثابت جواب مسائل را دادن .هدف من در نوشتن حل مشکلات و پاسخگویی به سوالاتی است که در عصر ما مطرح میشود.به راستی واقعا ماهم چنین هستیم الان در این عصر که هرروز هزاران شبهه اعتقادی در ذهن جوانان ما ایجاد میکنند و به فرموده حضرت اقا جنگ نرم هستش و هدف حذف اسلام هستش پس باید خود را با یادگیری خوب مباحث اماده کنیم .

4. ایمان وتعبد شهید مطهری در عین عقلانیت وبهره جستن از تفکر و اندیشه . ایشان عقیده شان مبتنی بر این است که تعبد عقلانی با تعبد وحیانی  منافاتی ندارد وهر2مکمل یکدیگرند.یعنی کسی که عبد خدا است در عین حال عقلانی ترین بنده روی کره ی زمین است و تعبد مساوی با تعصب و بی منطقی نیست وعلمی بودن بی دینی و اباحه گری را بدنبال نخواهد داشت .پس کسانی که فکر میکنند کسی که سواد درست و حسابی دارد و دانشمند است پس میتواند بی دین هم باشد حرف درست و منطقی نیست .

5. شجاعت و استقلال فکری در عین علم و ایمان در اثار ایشان تجلی پیدا کرده است .ایشان شخصیتی نبودند محافظه کار باشند ایشان در تحلیل توانا بود و ان خطوط کور را که دیگران نمیدیدند اومیدید.او گره ها را باز میکرد و نشان میداد ودوباره می بافت .ایشان در مورد اموختن اعتقادشان این است که به متعلم باید روح علمی داد و اورا باروح حقیقت جویی اشنا کرد و از بیماری هایی که انسان را از روح حقیقت جویی منحرف می کند یعنی تعصب ها.جمود ها .غرور ها.تکبرها در او پدید می اید او رادور کرد وروح علمی متعلم بار بیاید .ایشام میگوید که شک مقدمه یقین و تردید پلکان تحقیق است .در مورد استقلال فکری هم یعنی انسان برای خودش اصو و مبادی و فلسفه ای در زندگی داشته باشد .درمورد شجاعت ایشان مبارزه عالمانه انجام میدادند نه بیخردانه .ایشان در برابر دو حرکت 1.قشریونی که دریافت جدید اسلام که با فکر انان منطبق نبود تحت عنوان بدعت گذاشتن وکوبیدن که میشود مقدس نمایی و جمود .

6. مدعیانی که بنام اسلام انقلابی تغیر نابجا در مفاهیم اسلامی را رواشمرده و گستاخی و بی پروایی با قران حرف زدن .یعنی هر طور که در دلشان بخواهند از دین تفیسیر کنند که استاد مطهری با این دوگروه مبارزه کرده است و در سراسر اثار ایشان به وفور میتوان مشاهده کرد .

نتیجه گیری:

نتیجه ای که میشود از این مطالب گرفت یکی از کمی ها وکاستی هایی که در جامعه ما بخصوص در مورد کارهای فرهنگی اغفال مانده و فراموش شده است اپار استاد شهید مطهری است .به شکر خداوند متعال چند سالی است حرکتی از طرف موسسه بینش مطهر صورت پذیرفته که اقدام به چاپ و چینش دوباره کتاب های استاد مطهری انجام داده اند که انشا الله در یک مطلبی جدا به این موضوع خواهیم پرداخت..

والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته